تبلیغات
کلیک های پایداری - داستان مریم کوچولو....
کلیک های پایداری
به سایت ما خوش آمدید

دختر کوچولوی یتیم

  روز اولی که رفتم موسسه، میان تمام بچه ها، چشمم افتاد به یکی که خیلی شبیه خواهرزاده‌ام بود. مثل اون موهای لختی داشت که مدل مصری کوتاه شده بود و پوست سفید و لب و دماغ کوچولویی که  اون رو بیشتر شبیه خواهرزادم می‌کرد. چشم‌هاش چشم‌هایی بود که دنبال یه دریا محبت می‌گشت. در کل چهره ای داشت که از تو ذهنم نمیره.
  خجالتی نبود، اومد پیشم نشست و بهم گفت خاله باهام بازی می‌کنی!؟. خندم گرفت. بهش گفتم اسمت چیه!؟ گفت: مریم. گفتم: مریم جون چند سالته !؟. دست کوچیکش رو گرفت جلوی صورتم بعد با انگشتاش گفت 4 سال. بغلش کردم و پیش خودم نشوندمش و تا موقع رفتن با مریم و بقیه بچه‌ها کلی بازی کردیم.
  یک هفته از ماجرای آشنایی من با موسسه گذشته بود. دوباره رفتم پیش بچه‌ها. اما هرچی چشم گردوندم مریم بین بچه ها نبود. رفتم پیش مربی بچه‌ها و پرسیدم، مریم کجاست!؟ گفت: سرما خورده بردنش دکتر. همین جا بود که در مورد زندگی مریم ازش پرسیدم و چیزیهایی شنیدم که حالم رو بدجور دگرگون کرد. به حدی که تا یه هفته دست و دلم به هیچ کاری نمی‌رفت.
  حالا براتون از قصه زندگی مریم که خودش از اون بی‌خبره یعنی هنوز زوده که باخبر بشه می‌گم. مریم دختر مهربانی که بیش از 4 سال ندارد، نه پدر داره نه مادر. شاید فکر کنید بچه یتیم هستش. اما نه، پدر و مادر داره، اما چه پدر و مادری ...!!. مادر مریم، دختر فراری و پدرش هم یکی از مردهای گرگ صفت جامعه‌ی ما هست که فقط در فکر ارضای غرایز خودشون هستن.  بله، نطفه‌ی مریم از یه رابطه نامشروع بسته شده. دختری که تا آخر عمر قربانی گناه هوسه. مشاور مریم میگه: این بچه، دختر حساسیه. خیلی باهوشه، همه چی رو زود یاد می‌گیره و خیلی هم در مورد پدر و مادرش از ما سوال می‌پرسه. مشاور میگه: تا یه سنی حقیقت به اونها گفته نمی‌شه اما بعد یه سنی بهشون گفته میشه و اونوقت معلوم نیست چه بلایی سر مریم و احساساتش میاد. تابه حال، هر کسی که خواست مریم رو برای فرزندخواندگی بپذیره وقتی از ماجرا خبردار شد نظرش برگشت.
  خب بگذریم. مریم یه عروسک داره اسمش عسله. مریم خودش رو مامان اون عروسک می‌دونه غافل از اینکه شاید هیچ وقت... راستی یادم رفته بود که اینو بگم. وقتی مریم تو بیمارستان به دنیا اومد مادرش یا به اصطلاح مادر فراری یه نامه گذاشت و در رفت و تو نامه نوشته بود، چون نمی‌دونه بابای این بچه کیه، اسمش رو گذاشته مریم...
نگارنده : خانم ی‌ . آ

  پی‌نـوشت: بیاییم مردانه زنها را گرامی بداریم؛
این بار اگر زن زیبارویی را دیدیم، هوس را زنده به گور کنیم و خدا را شکر کنیم برای خلق این زیبایی؛
زیر باران، اگر دختری را سوار کردیم، به جای شماره به او امنیت بدهیم؛
او را به مقصد مورد نظرش برسانیم، نه به مقصد مورد نظرمان؛
هنگام ورود به هر جایی، با احترام بگوییم، اول شما؛
در تاکسی، خودمان را به در بچسبانیم نه به او؛
در اتوبوس جای خود را به پیرزنی بدهیم که ایستاده،
و ...
بیایید فارغ از جنسیت کمی واقعاً مرد باشیم...،
نه این که از مردی فقط کُتَش و سیبیلش را داشته باشیم!،
بیایید واقعاً مردانه زنها را گرامی بداریم...


بر گرفته از سایته    http://khabarnegar.blogfa.com/post/1389





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : فحشا، زن، مرد، خانواده، ایران، هوس، غیرت،
لینک های مرتبط :

شنبه 18 شهریور 1396 03:43 ق.ظ
Hi my family member! I want to say that this article is amazing, great written and come with approximately all important infos.
I'd like to peer extra posts like this .
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:24 ق.ظ
What i don't realize is in reality how you're no longer really a lot more neatly-favored than you may
be now. You're very intelligent. You recognize
thus considerably with regards to this subject, produced me
personally imagine it from numerous numerous angles.
Its like men and women don't seem to be involved unless it's one thing
to accomplish with Lady gaga! Your personal stuffs nice.
Always take care of it up!
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:53 ق.ظ
You should be a part of a contest for one of the finest websites on the internet.
I'm going to highly recommend this website!
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 08:32 ب.ظ
حاجی قالب قبلی وبت قشنگتر بود
چی شد....
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 02:03 ب.ظ
هو العادل

"فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره، و من یعمل مثقال ذره شرا یره..."
ظاهر آیه این است که این عمل تجسم پیدا می کند و انسان خود آن عمل را می بیند. عمده این است که این عمل می ماند؛ به فکر این ماندنی باشیم.
آن چیزی که می ماند اثر و نتیجه این عمل است...
آن چیز که باقی می ماند در این وبلاگ و وبگاه های دیگر، جرقه هایی هست که در ذهن انسان ها توسط مطالب زده می شود، و خواهد زد...

با احترام به حضورتان می رسانم که شما در وبگاهم لینک شدید... اگر دوست داشتید؛ بنده حقیر رو هم لینک کنید...
و در ضمن منتظر نظرات و انتقادات شما در تمامی زمینه ها هستم.

سربلند و منتظر باشید... "و الله بصیر بالعباد"
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 04:12 ب.ظ
خداقوت!
وای که چقدر بی انصافیه!
مریم ... چون ... . کاش بتونن بهت دروغ مصلحتی بگن که تا آخر عمر ننگ زندگی بی غیرتان و بی عفتان را به دوش نکشی...
حیف عزیزکم...
و چه دوران بدی شده است...؟!
یاعلی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 07:50 ب.ظ
مسابقات فرمول خون جایزه بزرگ ندارد
از کوچه بنی هاشم تا کوچه های بحرین .......
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 10:19 ق.ظ
سلام
دیروز سالروز شهادت حاج حسین بصیر بود.
یاعلی.
آپم
چهارشنبه 30 فروردین 1391 07:00 ب.ظ
سلام فاطمیه نزدیک است
آن یار کزو خانه ما جای پری بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
مطلب جالب و زیبایی بود
ممنون از حضورتون در وبلاگ بصیرت صادق بروزم ومنتظر حضورتون
چهارشنبه 30 فروردین 1391 12:41 ب.ظ
واقعاً متن قشنگی بود.
ای کاش این غیرت ها وجود داشت.
یاعلی
آپم
دوشنبه 28 فروردین 1391 12:08 ب.ظ
باسلام
طبق قوانین جشنواره لوگویانام ماروتووبلاگ خودتون جای بدید
باتشکر
ممنون علی یارتان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حنظله توحیدی کریمی
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیک های پایداری Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net Review www.click-lasting.mihanblog.com on alexa.com Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net تحلیل آمار سایت و وبلاگ
مدافعین حرم
کد لوگوی سایت مدافعین حرم

جشنواره وبلاگ نویسی مقاومت

کلیه حقوق این وبلاگ برای کلیک های پایداری محفوظ است
تحلیل آمار سایت و وبلاگ